لیس لمجنون هرج
یا خالق المجنون
هرچه کردم نشدم از تو جدا، بد تر شد......
گفته بودم بزنم قید تورا بدتر شد......
مثلا خواستم این بار موقر باشم......
و به جای تو بگویم که شما بد تر شد......
آسمان وقت قرار من و تو ابری بود......
تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد......
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من......
بی تو با خوردن دارو و دوا بد تر شد......
گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی......
زده ام حرف دلم را به خدا بدتر شد......
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت......
آمدم پاک کنم عشق تورا، بد تر شد......